سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

364

تاريخ ايران ( فارسى )

كه هفده ميل بالاى اردوى دشمن و جزيرهء پر از درختان برومند بود از رودخانه عبور نمود ، هنگاميكه مشغول تدارك عبور بودند طوفان شديدى از باد و باران در كار بود ولى قبل از طلوع صبح موقوف شد ، سپاهيان در طراده‌ها نشسته بعد از گذشتن از جزيره به طرف ساحل مقابل رانده و فورا جاسوسان اين خبر وحشت اثر را به پروس متهوّر رساندند . چون مقدونيها به خشكى رسيدند ملتفت شدند كه بعد از همهء اين زحمتها هنوز ساحل رودخانه نيست بلكه آن خشكى جزيرهء ديگرى است كه در آن حركت ميكنند و بايد از رودخانهء ديگر كه جريانش تندتر و آبش تا سينه ميرسيده بگذرند ، در آنجا اسكندر به پسر پروس برخورد كه نيروئى مركب از دو هزار سوار و چندين ارابه با خود داشت ، زدوخورد شديدى درگرفت و بالاخره هنديان فرار نموده و سردارشان هم مقتول گرديد . در اين هنگام پروس سپاه مختصرى با چند فيل براى احاطه و محاصرهء آن عده از سپاهيان مقدونى كه در اردو باقيمانده بودند باقى گذارده و صفوف جنك را با عدهء لشكريان خود در نزديكى چيلييانوالا بياراست و اين همان محلى است كه در 1849 لشكر انگليس با سيك‌هاى دلاور و رشيد برابر شده كه شايد بسيارى از آنها از نسل لشكريان پروس بودند و چون بهيبت فيلها و وحشت و رعبى كه از آنها ظاهر ميشد اطمينان داشت دويست زنجير از آنها را در صد قدم فاصله جلو قشون نگاهداشت و سى هزار پياده‌نظام در عقب آنها گذارده و سواره‌نظام و اراده‌ها را در جناحين قرار داد ، اسكندر سپاهيان خود را بواسطهء طى كردن راه دراز در شدت باران و عبور از رود جلوم خسته ديده آنها را امر باستراحت نمود و ضمنا در صدد تحقيق از وضع قشون دشمن برآمد . چون ديد كه فيلان تمام صف جلو را گرفته‌اند مصمم گشت كه از جلو حمله ننمايد بلكه سواره‌نظام عالى خود را به كار انداخته اساسا از جناح چپ پروس حمله‌ور گردد . سنوس دستور داشت كه با دستهء خودش از سمت راست « 1 » يونانيها دور زده همين كه

--> ( 1 ) - پلوتارك كه قولش در مسائل جنگى چندان معتبر نيست مىرساند كه سينوس بجناح راست هنديان حمله‌ور گرديد ( مؤلف ) .